سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

کتاب طعم دانه ی سیب نوشته کاترینا هاگنا ترجمه گلناز غبرایی

قسمتی از کتاب :

خاله ‌آنا ‌در ‌سن ‌شانزده ‌سالگی ‌به ‌مرض ‌ذات الریه ‌که ‌ناشی از قلبی‌شکسته‌بود ،‌از‌دنیا‌رفت.‌ البته‌ این‌ که‌ در‌ آن‌زمان‌ هنوز‌ پینی‌سیلین‌کشف‌نشده ‌بود ، ‌هم ‌در ‌مردنش ‌نقش ‌اساسی ‌داشت. ‌وقتی ‌که ‌برتا‌ ۶ خواهر‌ کوچکتر در‌ آن‌ غروب‌ مرداد‌ ماه‌ پس‌ از‌ شنیدن‌ خبر‌ مرگ‌ آنا‌ گریه‌کنان‌ به‌ باغ‌‌ دوید ،‌ دید،‌ همزمان‌ با‌ آخرین‌ خس‌ خسی‌ که‌ از‌ گلوی‌ آنا‌ بیرون‌ آمد‌ تمام‌ یوهانسبرهای‌ قرمز‌ سفید‌ شدند.‌باغی‌ بزرگ‌ بود‌ و‌ بوته‌های‌ سالمند‌ یوهانسبِر‌ زیر بار‌ آن‌ همه‌ میوه‌ که‌ مدتها‌ از‌ زمان‌ چیدنشان‌ گذشته‌ بود‌ خم‌شده‌ بودند.‌اما‌ به‌دلیل‌بیماری‌ آنا‌ هیچکس‌ به‌فکر‌ میوها‌ نبود.‌مادر‌بزرگ‌بارها‌برایم‌ ‌ قصه های‌آن‌ دوران‌ و‌ کشف‌یوهانسبرهای‌ عزادار‌ را‌‌تعریف‌ کرده‌ بود‌.از‌ آن‌وقت‌ به‌ بعد‌ در‌ باغ‌ مادر‌بزرگ‌ فقط‌ یوهانسبر‌ سفید‌ و‌ سیاه‌ رشد‌ میکرد ‌و ‌همه ‌ ی ‌تلاشها ‌برای ‌بازگرداندن ‌رنگ ‌قرمز ‌به ‌این ‌میوه ‌اثر‌ نداشت. ‌کسی ‌هم ‌زیاد ‌از ‌این ‌بابت ‌دلخور ‌نبود. ‌سفیدها ‌هم ‌تقریباً ‌به‌ اندازه ی‌قرمزها‌ شیرین‌ بودند‌ و‌ هنگام‌ ‌ پختن‌ ژله‌ پیشبند‌ را‌ آلوده‌ نمیکردند.‌ژلهه ایی‌ که‌ با‌ شفافیتی‌ اسرار‌ آمیز‌ میدرخشیدند.‌ ‌ مادر‌بزرگ‌ اسمشان‌ را‌ گذاشته ‌بود ‌«کنسرو ‌اشک» و ‌هنوز ‌هم ‌در ‌قفسه های ‌زیر ‌ زمین ‌میشد‌ شیشه های‌ کوچک‌ و‌ بزرگ‌ ژله یی‌ یوهانسبر‌ سال ۱۹۸۱ را‌ پیدا‌ کرد.



ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان