بوسه ی خونین
بوسه ی خونین
درباره کتاب : تنها چیزی که در مقابل چشمانم هویدا شد, هیکل دختر ناشناس بود که وسط جاده در مسیر نور چراغهای اتومبیل من ایستاده و دستهایش را تکان میداد. فحشهایی که زیر لب دادم یک لحظه فضای اتومبیل را ...
توسط
تومان