دانلود کتاب لهیب سوزان نوشته جان اشتاین بک

کتاب لهیب سوزان

درباره کتاب لهیب سوزان :

برداشت واقع بینانه اشتاین بک از جامعه ( امو رهمان هستند که هستند، چرا که باید چنین باشند) جایی برای هیچگونه توجه و تمایلی، جز توجه و تمایلی خالی از احساسات شخصی و خشم و واقع بینانه، به نظامی چون کمونیسم باقی نمی گذاشت. تئوریهای این مکتب از دیدگاه او نه تنها مستبدانه بلکه تحقیرآمیز بود. در یکی از افشاگرانه ترین صحنه ها در نبردی مشکوک نشان داده می شود که یکی از انقلابیهای حرفه ای،کارآموزی جوان به نام جیم، عشقی مفرط به خشونت برای خود خشونت دارد. بیزاری استاینبک که، جز تأکید بر شدن و عظمت انسان، زیربار هیچ آرمانی نرفت، در نبردی مشکوک را به مثابه بررسی وضع و موقعی عرضه کرد که در آن حرکتهای ناشی از اضطرار گروه ممکن است حیات خود گروه را به مخاطره اندازد. به نظر می رسد که اشتاینبک بر این نکته پافشاری می کند که این حرکتها حیات گروه را تهدید می کند، اما سرانجام فائق نمی آیند.

در میان خیل نویسندگان برجسته آمریکایی که وظیفه خود می دانستند تا شاهدی باشند بر اینکه زندگی در پنجاه سال پس از جنگ جهانی اول چگونه بوده است، اکنون عده ای بس دور از ما و بیگانه با مسائل ما به نظر می آیند. اما حساب آن دسته از نویسندگان که به طرح موضوعاتی پرداختند که از تجربه های شخصی خودشان مایه می گرفت از اینان جداست.

آثار اشتاینبک جهت گیریهایی را در قبال ابتلائات بشری صورتبندی و با قدرت بیان کردند که از پیش خبر از جهت گیری های مردان و زنان جوانی می دادند که سال ها پس از دوران توفیق چشمگیر ادبی این نویسنده به دنیا آمدند. به نظر می رسد که بسیاری از شخصیت های او پیشگامان عصیان گرانی هستند که در خلال دهه های پنجاه و شصت درکانون های طغیان، از گرینیچ ویلج گرفته تا ناحیه هایت- اشبری سانفرانسیسکو، گرد آمدند.

اما علاوه بر این، اشتاین بک هیچوقت خصلت بسیار مهم رویارویی انسان و سرنوشت را فراموش نکرد.اشتاین بک در بیست و هفتم فوریه ۱۹۰۳ در محیطی به دنیا آمد که برای پرورش تمایلات و برآوردن نیازهایش بسیار مساعد بود. دره سالیناس در کالیفرنیا محیطی مادی فراهم می آورد که در آن نوید بهروزی و بیم سیه روزی با هم عجین بودند. نوید باروری و بیم خشکسالی، که به تناوب پیش می آمد، در طبع حساس و تأثیرپذیر اشتاین بک حس حیرت را بیدار کرد و ذهن تیزش را به جنب و جوش آورد. اشتاین بک به تمام صداها، بوها، و مزه چیزها، خواه جاندار خواه بیجان بسیار حساس بود.

همه اینها در وجود او جمع می شدند و، به تعبیر خودش، آگاهش می کردند که” بعدازظهر چه احساسی دارد”. این پسر حساس، که در داستان اسب کهر در هیئت جودی قابل تشخیص و بازشناختن است، همانی است که از او این مرد حساس به بار آمد. اشتاین بک در همان ایام جوانی به این اعتقاد، که همیشه هم به آن پای بند بود، دست یافت که با تمام موجودات زنده همذات و هم سرنوشت است، و میان انسان با طبیعت یگانگی برقرار است.




 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان
با عضویت در کانال تلگرام بوکیها هیچ کتابی را از دست ندهید ! [ برای عضویت اینجا کلیک کنید ]
x