کتاب وقتی که من یابنده ای خوش شانس بودم نوشته فاضل اسکندر

درباره کتاب :

نمونه جمع شده ی ۹ داستان طنز، شامل:
وقتی که من یابنده ای خوش شانس بودم / داستان دریا / میوه ممنوع / خروس / نخستین کار / شامگاهان در جاده / کودکستان / سیزدهمین قهرمانی هرقل / چلاق دست

از داستان وقتی که من یابنده ای خوش شانس بودم:
در دوران کودکی چنین واقعه ای برایم روی داد. عصر یک روز تابستانی در خانۀ عموی من مهمانان گرد آمدند. مشروب کم آمد و مرا برای خرید شراب به نزدیکترین مغازه اغذیه فروشی فرستادند. این عمل به قراری که حالا می فهمم، چندان با اصول تربیت جور نبود. درست است که ابتدا به برادر بزرگم پیشنهاد کردند برود ولی او که می دانست در چند ساعت بعدی هیچکس او را تنبیه نخواهد کرد، لج کرد و نرفت و تا فردا او چنان کاری خواهد کرد که در هر صورت مستوجب مجازات خواهد شد…


برای دریافت کتاب های پلیسی قدیمی اینجا کلیک کنید .



ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان