دانلود کتاب مکتوب نوشته پائولوکوئلیو ترجمه آرش حجازی

maktub

درباره کتاب :

از کتاب :

خداوند می داند یک روح را تا چه سطحی می تواند بیازماید..و هرگز از آن سطخ فراتر نمی رود.
اگر قدر به عشق ورزیدن باشیم قادر به دوست داشته شدن نیز خواهیم بود فقط زمان مطرح است.
آن گاه که رهایی روحم را بیاموزم از سپیده دم پیروی می کنم و در طول زمان با آن باز می گردم.
اگر چیزی خوب پیش نمی رود فقط دو تو ضیح برای آن وجود دارد:یا مقاومت شما آزموده می شود یا باید جهت خویش را تییر دهید.
همه چیز به بهترین چیز تبدیل می شود اگر چیزی خوب نیست به خاطر آن است که هنوز به پایان آن نرسیده اید.
استاد می گوید:زبان نشانه ها پیش روی ماست تا بهترین شیوه ی عمل را به ما بیاموزد اما ما اغلب این نشانه ها را چنان مخدوش می کنیم که با تمایل شخصی ما تطبیق کنند.
ترس از اشتباه دری است که ما را در قلعه ی میانه روی حبس می کند.
پطرس فهمید که عشق می بخشد.یهودا هیچ چیز نفهمید.
گاهی باید بدانی که چطور خودت را دستان خدا رها کنی و از او بخواهی که در زمان مناسب رویایت راه خودش را برود و تحقق یافته دوباره به دستان تو برگردد.
تمام راه ها به یک جا می رسند اما راه خودت را بگزین و تا پایانش برو سعی نکن تمام راه ها را طی کنی.
راز ایمان را بپذیر و کیهان خودش را آشکار خواهد کرد.
گاهی نمی فهمیم که شوخی کوچک ما شاید همان قطره ای بوده که جامی پر از درد را لبریز کرده.
چون فقط شهامت پیمودن راه می تواند راه را وادار کند که آشکار شود.
درست مثل پرده ی سینما خدا هم آن جاست وقتی به پایان فیلم برسیم او را می بینیم.

__

از کتاب:
اغلب آنچه را که در دسترس مان هست دست نیافتنی می کنیم.
تنها هنگامی قدر مرا می دانی که مرا از دست داده باشی..و دوباره مرا بازیابی.
هرچه به کار خدا نزدیک تر می شوم به خرد او نیز نزدیک تر می شوم.
اگر بیش از حد نگران معنا یابی برای زندگی باشیم مانعی می شویم در کار طبیعت و در خواندن نشانه های خداوند در می مانیم.
تنها یک عمل متهورانه ی ساده برای دست یافتن ما به آزادی کافی است.
فرشته ی ما همواره حاضر است و اغلب از دهان شخص دیگری برای گفتن چیزی به ما استفاده می کند.
روح جهان به شادمانی شما بسیار نیازمند است.
خداوند برای نشان دادن جلالش به ما زمان ویژه ای را بر می گزیند.
ایوب در زمان مناسب شکوه کرد و مایملکش به او بازگردانده شد.
پیروی از رویاها بهایی دارد شاید لازم باشد عادت های قدیمی مان را ترک کنیم شاید برای مان مشکلاتی بیافریند و شاید برایمان نومیدی به همراه داشته باشد اما این بها هر چه هم که زیاد باشد هرگز زیاد تر از بهایی نخواهد بود که باید برای پی نگرفتن سرنوشت شخصی مان بپردازیم.
کسانیکه پرهیزگار می نمایند اغلب غرور خودبینی و نابردباری خود را پنهان می کنند.

__

از کتاب:
اگر بدانی چگونه به وسوسه ها پاسخ نه بدهی هیچ آسیبی به تو نمی رساند.
اعمال خدا به سان پژواک کردار ماست.
جست و جوی خداوند با ذهنی نگران این جست و جو نا ممکن است.
به آن چه امروز می خواهی انجام بدهی بیندیش و به آن چه فردا می خواهی انجام بدهی و به آن چه در ادامه ی زندگی ات می خواهی بکنی.
منطقی بودن یعنی همواره کرواتی ببندیم که به رنگ جورابمان می آید!
آنانی که به راه نوینی گام می گذارند و می خواهند اندکی از گذشته ی خود را نگه دارند سرانجام مجروح گذشته ی خود خواهند شد.
جایی که قدرت نا بودی می آفریند ملایمت می تواند حجاری کند.
هرکس به شیوه ی خود به خداوند نزدیک می شود:برخی با قطعیت برخی با انکار و برخی با تردید
اگر امکانات خود را در لحظه ی اکنون بپذیرید بی تردید در آینده پیشرفت خواهید کرد اما اگر محدودیت های خود را انکار کنید هرگز از آن ها رها نمی شوید.
کسی که به خاطر من بدزدد از من هم می دزدد.

__ منبع بریده ها ( یوزر btaraf )




 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *