دانلود کتاب ساحره پورتوبلو نوشته پائولو کوئلیو ترجمه آرش حجازی

ساحره ی پورتوبلو

درباره کتاب :

داستان ساحره پرتوبلو، روایت دختری است کولی از خیل مردمانی که زندگی را به طریقی جز آنچه باید برمی‌گزینند و در این مسیر، در زندگی خویش، نزدیکان و حتی همکارانشان تحول می‌آفرینند. آتنا در این روایت، شیفته عشق است، عشقی که در فرهنگش می‌توان در حین تنفر، دوست داشت و در حین بردگی آزاد بود.

قسمتهایی از متن :

من، دیشب مُردم. امشب، هنگامی که روی صحنه بودم و دیدم دقیقا کاری را انجام میدهم که بخاطرش انتخاب شده ام، بار دیگر از خاکستر هایم متولد شدم.

__

من از برداشتن گام هایی که در نقشه نیست می‌هراسم اما اگر علی رغم واهمه هایم آن گام‌ها را بردارم، زندگی بسیار جالب‌تری خواهم داشت.

__

این دلیل دیگری ست که به خدا اعتقاد ندارم. منظورم این است که به رفتار آنهایی که اعتقاد دارند، نگاه کنید!

__

تغییرات تنها زمانی رخ میدهند که کاملا بر خلاف کارهای میشگی مان عمل میکنیم.

__

هنگامی که از دنیای عادی مان خارج میشویم و تمام مرز‌ها و تعصبات معمول را پشت سر میگذاریم، به ماجراجویی گرایش بیشتری پیدا میکنیم.

__

هنگامی که احساس خشم یا سردرگمی میکنی، سعی کن به خودت بخندی. به زنی که از تردید‌ها و نگرانی‌ها رنج میبرد و میپندارد مشکلاتش مهم‌ترین عامل در این دنیایند، بخند. به پوچی ناب آن وضعیت بخند.
بیشتر مشکلات ما از این امر به وجود می‌آید که از قوانین تبعیت میکنیم.

__

دسته ای پرنده را تجسم کن. چند پرنده میبینی؟ یازده، نوزده یا پنج تا؟ ایده ای مبهم داری اما تعداد دقیق پرنده‌ها را نمیدانی. پس منشأ آن اندیشه چیست؟ یک نفر آن را در ذهنت گذاشته است. کسی که تعداد دقیق پرندگان، درختان، سنگ‌ها و گل‌ها را میداند. کسی که در کسری از ثانیه از تو مراقبت کرد و قدرتش را نشان داد.

__

آیا اگر از تو بخواهم همین الان بیرون برویم و قبل از رفتن به رستوران تمام این کتاب‌ها را میان افرادی که در راه دیدیم، پخش کنیم، تقاضای زیادی کرده ام؟
– من بدون کتابهایم احساس عریان بودن میکنم.
– منظورت این است که احساس میکنی بی سوادی؟
– “بی فرهنگی” واژه ی بهتری است.
– پس فرهنگ تو در قلبت نیست. بر روی قفسه کتابخانه جای دارد.

منبع برشها : ناولر




 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *